|
|
| |
|
|
|
|
آرتور ميلر
• ۱۹۱۵
«آرتور ميلر» نمايشنامه نويس مشهور آمريكايى با نمايشنامه
«مرگ دستفروش» به سال ۱۹۴۹ به شهرتى جهانى رسيد. او در آثار خود،
بينش اجتماعى اش را با دقت و ظرافتى مثال زدنى با نقاط ضعف و قوت
شخصيت قهرمانان داستانش در مى آميخت. او جدا از شهرتش در عالم
ادب و نمايش به واسطه ازدواج با ستاره سينماى زمان خود «مريلين
مونرو» نيز به نوعى ديگر از شهرت دست يافت. آثار نمايشى «آرتور
ميلر» به نوعى ادامه ادبيات واقع گراى سنتى است كه در فاصله بين
دو جنگ جهانى در آمريكا آغاز شد. او به همراه «تنسى ويليامز» بى
ترديد بهترين نمايشنامه نويسان آمريكا پس از جنگ جهانى دوم به
شمار مى آيند. تعدادى از آثار ميلر به دست كارگردانانى از جمله
«جان هيوستون»، «سيدنى لومت» و «كارل رايز» به روى پرده جادويى
سينما نيز نقش بست و ماندگار شد. «آرتور ميلر» در ۱۷ اكتبر
۱۹۱۵ در نيويورك به دنيا آمد. پدرش «ايزيدور ميلر» صاحب يك
كارگاه بزرگ توليد لباس زنانه و يك فروشگاه بود كه با افسردگى
روحى، زندگى اش رو به ويرانى گذاشت. اين تغيير ناگهانى در اوضاع
اقتصادى خانواده تاثير عميقى بر روان و شخصيت «ميلر» به جاى
گذاشت. با ورشكستگى تجارت پدر، خانواده به ناچاربه خانه اى كوچك
در بروكلين نقل مكان كرد كه گفته مى شود الهام بخش ميلر در خلق
«خانه بروكلين» در نمايشنامه «مرگ دستفروش» شده است. دوران
نوجوانى «آرتور ميلر» به فوتبال و بيسبال و خواندن داستان هاى
پرماجرا گذشت و همگان او را به عنوان شخصيتى غيرروشنفكر مى
شناختند. به قول خودش كه: «اگر صاحب هر ايدئولوژى بودم بى گمان
تحت تاثير خواندن روزنامه هاى زرد بود.» او در سال۱۹۳۲ از
دبيرستان فارغ التحصيل شد و براى تامين مخارج دانشكده، در انبار
يك شركت تعويض قطعات اتومبيل مشغول به كار شد. در همين دوران بود
كه او رمان «برادران كارامازوف» شاهكار «داستايوفسكى» را خواند و
تصميم گرفت كه در آينده نويسنده شود. او براى تحصيل در رشته
روزنامه نگارى در سال ۱۹۳۴ وارد دانشگاه ميشيگان شد و آنجا بود
كه به همراه «تنسى ويليامز» جوايز متعددى در زمينه نمايشنامه
نويسى را از آن خود كرد. پس از آنكه در سال ۱۹۳۸ در رشته ادبيات
انگليسى فارغ التحصيل شد و به نيويورك بازگشت به عضويت يك گروه
نمايشى درآمد و براى برنامه هاى راديويى، نوشتن را آغاز كرد و در
اين راه به همكارى با شبكه هاى CBS و NBC نيز پرداخت. او كه به
واسطه يك آسيب ديدگى در فوتبال از خدمت نظام معاف شده بود اين
شانس را داشت كه بلافاصله پس از دانشگاه به كار مشغول شود. در
سال ۱۹۴۰ «ميلر» با «مرى اسلاترى» دخترى كاتوليك و به شدت مورد
علاقه اش ازدواج كرد و از او صاحب دو فرزند شد. اولين نمايشنامه
«ميلر» كه در «برادوى» به روى صحنه رفت، «مردى كه بخت يارش بود»
(The Man Who had all the Luck) نام داشت كه پس از چهارمين اجرا،
از صحنه برداشته شد. سه سال بعد «ميلر» نمايشنامه «تمام پسران
من» را خلق كرد كه جايزه انجمن منتقدان ادبيات نمايشى نيويورك و
دو جايزه «تونى» را از آن خود كرد. در سال ۱۹۴۴ «ميلر» مدتى را
در اردوگاه هاى نظامى به سر برد تا ماده اوليه نمايشنامه «داستان
جى جو» را جمع آورى و تهيه كند. او در سال ۱۹۴۵ اولين رمان خود
را با نام «كانون» (Focus) در ضديت با يهوديت نوشت. در سال ۱۹۴۹
او نمايشنامه «مرگ دستفروش» را آفريد كه برايش شهرتى جهانى به
ارمغان آورد و به يكى از دستاوردهاى ارزشمند تئاتر مدرن آمريكا
بدل شد. همان سال او برنده عنوان «پدر نمونه سال» شد كه از
موفقيتش در زندگى حكايت مى كرد. اما چرخ روزگار در گردش بود و
اقبال «ميلر» رو به زوال گذاشت. در اوايل دهه ۵۰ بود كه هيات
رسيدگى به جريان كمونيست كه از سوى مجلس آمريكا مامور به فعاليت
شده بود، «ميلر» را به اتهام عقايد كمونيستى مورد بازخواست و
بازجويى قرار دادند و اين درست مقارن با اكران نمايش «امتحان
سخت» در بروكسل بود. اين نمايشنامه كه موفق به دريافت جايزه
«آنتونت پرى» شده بود به ركورد بالاترين دفعات اجرا در ميان آثار
«ميلر» دست يافت. پس از آن «ميلر» دو نمايشنامه كوتاه با عنوان
«چشم اندازى از پل» نوشت كه اجراى موفقى در سال ۱۹۵۵ به شمار مى
آمد و داستان عشق، حسادت و خيانت بود. او در سال ۱۹۵۶ به اخذ
دكتراى افتخارى از دانشگاه ميشيگان نائل آمد اما قبل از دريافت
آن به اتهام فعاليت هاى غيرآمريكايى به دادگاه فراخوانده شد و
متهم به عقايد كمونيستى شد. او اعتراف كرد كه به همراه چهار يا
پنج نويسنده ديگر در چنين جلساتى شركت كرده است اما از افشاى نام
ديگر نويسندگان امتناع ورزيد. او كه در تمام طول عمر در عرصه
سياست فعال بود در سال ۱۹۶۵ به رياست سازمان ادبى بين المللى
«پن» (PEN) انتخاب شد. «آرتور ميلر» كه بسيارى او را ملقب به
عنوان يكى از آثارش «مردى كه بخت يارش بود» مى خواندند در سال
۱۹۵۶ با ستاره شهير سينماى جهان «مريلين مونرو» ازدواج كرد اما
اين ازدواج پنج سال بيش دوام نياورد. در طول اين ۵ سال تنهايى
«ميلر» برطرف نشد و نظاره گر عادات عجيب و اعتياد شديد همسرش
بود. «جان هيوستون» در كتاب خاطراتش با عنوان «كتابى گشاده» مى
نويسد: «بعدازظهر يكى از روزها كه در حال رانندگى از محل
فيلمبردارى در دل صحرا به سوى منزل بودم، آرتور را ديدم كه تنها
در بيابان ايستاده است. بعدها فهميدم كه مريلين و دوستانش حتى به
او براى سوار شدن تعارف هم نكرده اند و او را همانجا تنها رها
كرده اند. اگر من او را نمى ديدم خدا مى داند چه بلايى سر او
آمده بود.» پس از اين ازدواج بود كه «ميلر» تا ۹ سال از صحنه به
دور بود تا سال ۱۹۶۴ كه با نمايشنامه «پس از سقوط» به عالم هنر
بازگشت. «پس از سقوط» به نوعى روايت زندگى شخصى اوست. او در دهه
۹۰ هم دو نمايشنامه ديگر نوشت كه يكى از آنها «آخرين آمريكايى»
نام داشت. در سال ۲۰۰۲ ميلر اولين آمريكايى بود كه مفتخر به
دريافت نشان افتخار ادبى اسپانيا شد. «آرتور ميلر» عاقبت در دهم
فوريه ۲۰۰۵ در خانه اش در «راكسبرى» قلب بيمارش از حركت ايستاد.
اما به قول خودش «وقتى نوشتى، ديگر نمى ميرى».
منبع
:
پارس نايس
www.parsnice.com
|
|
| |
|
|
|
|